قرار من شكیب من مهاجر غریب من

قرار من شكیب من مهاجر غریب من

[ حاج سعید حدادیان ]
قرار من شكیب من، مهاجر غریب من 
فدای غربتت شوم، كه مخفیانه می‌روی 

حیات جان امید دل، علی بود ز تو خجل 
كه با كبودی بدن، ز تازیانه می‌روی 

یازهرا، یازهرا، علی به غم اسیره 
یازهرا، یازهرا، علی بی تو می‌میره 

************ 
پرستوی مهاجرم، چرا ز لانه می‌روی 

اگر ز لانه می روی، چرا شبانه می‌روی 
یازهرا، یازهرا، علی به غم اسیره 

یازهرا، یازهرا، علی بی تو می‌میره 
************ 

كبوتر شكسته پر، مرا به همرهت ببر 
چرا بدون جفت خود، ز آشیانه می‌روی 

الا به رخ نشانه‌ات، مگر شكسته شانه‌ات 
كه موی زینبین خود، نكرده شانه می‌روی 

یازهرا، یازهرا، علی به غم اسیره 
یازهرا، یازهرا، علی بی تو می‌میره 

************ 
همای بی ترانه‌ام، چرا ز آشیانه‌ام 

به كوی بی نشان خود، پُر از نشانه می‌روی 
فتاده بر دلم شرر، كه تو در این دل سحر 

ز همسرت غریب‌تر، برون ز خانه می‌روی 
یازهرا، یازهرا، علی به غم اسیره 

یازهرا، یازهرا، علی بی تو می‌میره 
************ 

شاعر: استاد حاج غلامرضا سازگار

پربازدید‌ترین‌های واحد فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج سعید حدادیان

نظرات