بی تو در چشم من ای چشمِ مرا بینایی

بی تو در چشم من ای چشمِ مرا بینایی

[ حاج سعید حدادیان ]
بی تو در چشم من ای چشمِ مرا بینایی 
آسمان زشت شده با همه ی زیبایی 

تویی و گلشن سر سبز بهشت و پدرت 
منم و خانه ی آتش زده و تنهایی 

از نماز شب و آوای دعای زینب 
حجره ات گشته پر از زمزمه ی زهرایی 

با كه این قصّه بگویم كه پس از مرگ رسول 
من شدم خانه نشین و تو شدی صحرایی 

ایستادی در خانه ز پیِ یاریِ من 
دیدم آنجا نبُوَد دست تو را یارایی 

زدن فاطمه در خانه به نزد دو پسر 
وای از این همه بی باكی و بی پروایی 

جگرم خون شده یا رب چه تناسب دارد؟ 
سیلی دیو و رخ انسیه ی حورایی 

ای جوان مرگ علی كوه ستم با تو چه كرد 
كه دو تا سرو قدت گشت بدان یكتایی 

كاش آن روز كه بر بازوی تو ضربه زدند 
می گرفتند ز چشمان علی بینایی 

تا دم مرگ عزادار توام یا زهرا 
ای عزادار تو هر شیعه ی عاشورایی

پربازدید‌ترین‌های واحد فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج سعید حدادیان

نظرات