نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرمان عقبگردِ لشکر تو میدون هول و ولا به راهه انگاری پیچیده تویِ خیبر اَبَاالحسن فرماندهی سپاهه طوفانی کرده با چرخشِ تیغِ دو لب میلرزه مرحب زِ هیبت شیر عرب از بس که اُبهت داره روی مَرکبش انگاری قلعه هم داره میره عقب به استناد روایات معتبر، مولا گرفته کومهی در قدرتی نشان داده دری که چهل نفری باز و بسته میکردن گرفته بند درو قلعه رو تکان داده یا حیدر یا حیدر... بر ایمان و میزان عیاری تنها شیر پروردگاری میکردی تجویز جهنّم با ضربههای ذوالفقاری تقسیم بهشت و جهنّمه با قلمت مرز بین کفر و ایمانه عَلَمت بر سرِ لشکر با ضربَ و ضربا صرف افعالو میکردی با جَنَمت به سمت معرکه رفتی و پَر درآوردی جدال کردی و تیغ دوسر درآوردی زِ بیجگر صفتان جگر درآوردی زِ مرحبان یهودی پدر درآوردی یا حیدر یا حیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد