نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غضب میکنه سپه سالار جمل به دستور حضرت شاه لم یزل سر هر زبونی افتاد این مثل ور افتاد کسی که با یل علی در افتاده به ضرب الاجلی کلی سر افتاده زن شتر سوار تو خطر افتاده علمدار لشگره، امیر جنگاوره دل از بابا میبره همه میگن یکسره جمل نیست که خیبره حسن نیست حیدره حیدر حریف یه لشگره شاگرد علی نهیب میزنه با اون تیغ صیقلی علی دم به دم میگه بهبه چه یلی، چه بی باکِه تو جنگ تن به تن خیلی خطرناکِه دور ور از حسن کسی که ناپاکِه سرش تو آسمون تنش تو خاکِه یا زهرا، یا امام حسن، علی به هر دینی غالمه، به هر حکمی حاکمه به میدون بی واهمه یل حیدر عازمه با ذکر یا فاطمه میده جنگ رو خاتمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد