صلی علی عطشان من زخم لبت یادم میمونه
محمدحسین حدادیانپسندیدن39
بازدید1.7K
صَلّیٰ عَلَی العَطشانِ من زخمِ لبت یادم میمونه نفس نمونده، جانِ من زینب برات روضه بخونه بیسَر شدی هر لحظه کمتر شدی اندازهیِ اصغر شدی آخ بمیرم غارت شدی خیلی اذیت شدی آخ هَتکِ حرمت شدی (آخ بمیرم)۲ (شمر تنت رو پا که زد)۲ دیدم چه دردی روبهرومه آستینشو بالا که زد گفتم حسین کارش تمومه فریاد کشید سَرِ منم داد کشید تیغشو جَلاد کشید آخ بمیرم دیر بُرید تا من بشم پیر بُرید با دوازده تکبیر بُرید آخ بمیرم بیسَر شدی ...