
نزدیک سه ساعت میدادن عذابت دست نحس قاتل با خون کرد خضابت نزدیک سه ساعت سختی میکشیدی طعم نیزهها رو تو گودال چشیدی (ای مظلوم حسینم) از دنیای بی تو سیر شد دیگه زینب توی این سه ساعت پیر شد دیگه زینب (ای مظلوم حسینم) نزدیک سه ساعت خون ریخت از سرو پات تو درد میکشیدی میخندید به دردات با سنگ میزدن هی از نزدیک و از دور وای از سنگی خورد تو پیشونی بدجور (ای مظلومحسینم)