
رأس تو میرود بالای نیزهها من زار میزنم در پای نیزهها آه ای ستارهی دنباله دار من زخمی ترین سر نیزه سوار من تشنه لب کربلا وای حسین وای حسین رأس تو از تن جدا وای حسین وای حسین پناه حرم کجا داری میری بگو برادرم بدرقهی راه تو اشک چشم ترم آهسته تر برو داداش مضطرم پناه حرم هنوز یادم نرفته لحظهی رفتنت بمیره خواهرت چقدر غریب کشتنت یه جای سالمم نمونده روی تنت (حسین وای وای وای)۶ (سالار زینب سالار زینب سالار زینب سالار زینب)۳