نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شده دور و برت خالی، شدی تنها که پرت زخمی، سرت خونی، تنت صد چاکه کی گفت نیزه کم اومد که سنگ انداختن بیابون سنگش کجا بود بیابون خاکه نیومد وسط جنگ ، بارون یه صحرا یه دل تنگ ، بارون تنت شد چقدر سنگبارون همین اشکمو در آورده کسی زخم تو رو نشمرده یه سنگم اگه از دستاشون خطا رفته به زینب خورده **** چقدر دنیا بدی کرده به خوبها بیشتر دلم میگیره از دنیا غروبا بیشتر یکی زخم زبون میزد یکی سر نیزه نمیدونم عذابت داد کدوم بیشتر چقدر زخم زبون میخوردی لگد وقت اذون میخوردی بدون سر تکون میخوردی ***** انگار اومد بر قلب من فرود خنجری که سرت رو از پیکرت ربود اونی که سر از تنت بُرید فکری به حال دل زینب نکرده بود رگاتو میبوسم گلوتو میبوسم رگاتو دیدم، یه عده نابلد بریدن چقدر سرت رو بد بُریدن دیدم با نیزه، تنت رو از زمین بلند کرد به حلقومت یه نیزه پرت کرد جلو چشام بگو بخند کرد حسین جان، حسین جان چقدر شلوغه گودال... ***** الهی الهی، زینب میره اسارت الهی الهی، میشه بهم جسارت الهی الهی، بالا سرش رسیدم الهی الهی، تا که گلوشو دیدم الهی الهی، ناله ز دل کشیدم حسیـن وااای... ای حسین جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد