نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شده دم به دم این نگرانیام، که مدینه ندیده بمیرم به هوای آن همه آرزو، نشود که بهانه نگیرم مدینه! ای روضۀ ناتمام من به شوکت و به غربتت سلام من (ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا ) *** به خدا که تحمل غربتت، برده طاقت عالم و آدم ای حکایت غربت فاطمه، روضهخوان تو بوده محرم کاش میشد و کبوتر بقیع بودم تمام عمر نوحه گر بقیع بودم (ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا ) *** بنشیند اگر دل خون من، به مقابل گنبد خضرا به تسلی داغ پیمبرم، جان فدا کنم از غم زهرا سلام من به چار امام بی حرم سلام من به مادر شهیده ام (ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا ) شاعر: میلاد عرفان پور ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد