نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب سجده می کند به چلیپای موی تو زانو زند قمر سر بازار کوی تو من کو ز دیدن رخ یوسف دو دیدهام سر میبرند اگر نگرند خال روی تو غزالی قمر خوش قد و قواره و جمالی قمر صاحب دو ابروی هلالی قمر (ابوالفضل، ابوالفضل) 3 برق طلا و نقره و درّ و گوهر شکست وقتی که گنبد تو به روی حرم نشست وقتی چراغ صحن تو روشن شد آفتاب شرمنده و خجل، چمدانهای خود ببست منیری قمر، بر تمام کهکشان امیری قمر با ابهتی و بینظیری قمر میر لشکر عباس، شیر صفدر عباس قمر العشیرة، یا بن الحیدر عباس (ابوالفضل، ابوالفضل) 3 بازار کل میکدهها کردهای خراب با شراب لعل لبت یا ابوتُراب هر کس خمار باده شود میرود نجف ریزد ز تاکِ زرد ضریحت شراب ناب خمارم علی رفته از کفن دگر قرارم علی مثل میثم هم بکشم به دارم علی ساقی ساغر حیدر درّ اطهر حیدر ای میخانه دار حوض کوثر حیدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد