
شب جشن دوباره باز ستاره میباره اسمون تا به حالا ندیده قمر توی گهواره قُمریا ترانه خون از توو عمق آسمون داره مروارید میباره از بهشت فاطمه برای ام البنبن چشم روشنی میاره بیا که میلاده سخاوت و بذله حالا دیگه مولا ابَا ابالفضله سرساله فقیرم با اجازت امیرم آره امشب و میرم عیدی از امام حسن میگیرم شب میلاده توه واسه نوکرا همه شده لیله الرغائب اسدالله علی اسد العَلی تویی پسره ابوالعجائب با اذن زهرا باز بنا شد ایوونت مثه نجف دیگه طلا شد ایوونت آقا ابالفضل 4 ***