نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای قمرم دلنشینترین آدمی توی نظرم هاشا اگه اسمت رو بیوضو ببَرم ای قمرم فانی یعنی خودِ خودِ من باقی یعنی خود خود تو تشنه یعنی خود خود من ساقی یعنی خود خود تو ساقی العطاشا رزمت داره تماشا ماشاءالله ای پناه خیمه، ای تکیهگاه خیمه ساقی ساقی عَلم بالا عباس در اوج آسمان پرچم داری ای عشقت تا ابد در دل جاری در قلبم نهری از علقم داری جانم چه علمداری، میآیی و دَم داری حیدر به تو می نازد، از بس که جنم داری ای سیّد و سرلشکر، ای محشر در محشر همرزم تو در میدان، شهزاده علیاکبر یا ابوفاضل، یا ابوفاضل منزل به منزل از روی ناقه اظهار خشم و بیزاری کرده زینب بعد از غروب عاشورا جای عباس علمداری کرده مردانه قدم میزد افسانه رقم میزد از نهضت عاشورا بیواهمه دم میزد احیاگر عاشورا پیغمبر عاشورا حامی لوای دین در سنگر عاشورا جانم زینب، جانم زینب..
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد