نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شامِ غریبونه، دلم خونه، حسین ببین که خواهرت پریشونه، حسین تنت رو خاک اُفتاده و کنجِ تنور سرِ تو مهمونه، حسین او میکِشید و من هم خودم رو روی خاکا میکِشیدم او میبُرید و از رویِ تَل تا قتلگاهِ تو دویدم شامِ غریبونت سحر نداره، نداره دیگه، رقیّمون، پدر نداره، نداره *** این همه تنهایی، نمیشد باورم کبود شده از تازیونه پیکرم کاشکی که بودی و نمیذاشتی بیاد نامحرما، بینِ حرم یادم نمیره که پیرهنت رو صد نفر با هم کشیدن روی تنِ تو دَه تا سوار، با نعلِ تازه میدویدن شامِ غریبونت، سحر نداره، نداره زینب به جز خونِ جگر نداره، نداره *** قافلهات فردا میشه راهیِ شام میگردونن مارو میونِ ازدحام باشه تحمل می کنم، اما نزار که من برم، بزمِ حرام جای اباالفضل، خولی و شمر و حرمله، هستن کنارم کوچه به کوچه، با ضربِ سیلی اسمِ مادر رو میارم شامِ غریبونت سحر نداره، نداره ناموسِ تو، معجر به سر نداره، نداره ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد