
همه با دامن آتش گرفته رو به گودالند عجب شام غریبانی، عجب شام غریبانی منو پاره گریبانی تو و گودال طوفانی یکی زد، دو تا زد، همه صورتت عوض شد پر از خون شد این خاک، رنگ تربتت عوض شد خیمهی زنها رو ببین چه آتیشی چه آتیشی چه آتیشی بیفته زینب رو زمین بلند میشی بلند میشی بلند میشی حسین جان حسین جان مظلوم من حسین جان... **** سرِ پیراهنِ تو گریهی مارا درآوردند میان اینهمه کشته چرا تنها تو عریانی فتاده بین میدانی، نمیبینم مسلمانی زمین و بگردی پُرِ یالِ ذوالجناحه خدایا کمک کن مادرش تو قتلگاهه شکسته شکسته سر روی تنت میذارم که باید سه ساعت از تو نیزه دربیارم پرت کردن عمامهتو نمیبخشم نمیبخشم نمیبخشم حسین اون سه ساعتو نمیبخشم نمیبخشم نمیبخشم چکمهی روی سینهتو نمیبخشم نمیبخشم نمیبخشم حسین اون سه ساعتو نمیبخشم نمیبخشم نمیبخشم **** خبر داری تو که رفتی به کوچه گردی افتادم به من از تو فقط هجران رسید آن هم چه هجرانی تو که شاه شهیدانی، چرا گیسو پریشانی؟ بریده بریده نفسی دیگه ندارم نگاه کن که سمت شام و کوفه رهسپارم ببین به دست من طناب هلال من، هلال من، هلال من ناله بزن بزم شراب به حال من، به حال من، به حال من حسین وای...