
سر میزد، به قلب لشکر میزد دوباره عقاب رو زمین پَر میزد راه میرفت، روی اَبرا میرفت تو دل خطر بیمهابا میرفت حریف هزاران نفر یه تنه آخه تو نَبَردش استادش حسنه تا نگاه میکنه میلرزه بدن همه نوهی بزرگ شاه لو کَشفه به خاطر اسمش با همه طرفه توی دل مِیدون میشه هدف همه اللهُاکبر و زد به دل لشکر و زنده شد پیمبر و علی اللهُاکبر و همه دیدن محشرو یکی شدن حیدر و علی

عالی