نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زندگی بعد تو عذابه رو دست من جای طنابه تموم گلهاتو آوردم، اما یکی موند تو خرابه این نشونی که رو چشامه، سوغاتی کوفه و شامه چادر خاکیِ رقیه، ببین داداش شال عزامه هر کاری کردم که بمونه، اما نشد، اما نشد نمیره زیر تازیونه، اما نشد، اما نشد همسفرم شه تا مدینه، اما نشد، اما نشد خواستم سر تو رو نبینه، اما نشد، اما نشد شده تنم پر از کبودی، هر جا که بُردنم تو بودی سر تو رو بالای نیزه، چه سنگی زد زن یهودی غارت شده انگشتر تو، غارت شده روسری من حتی زن یزید دیش سوخت، برای بی معجری من خواستم که تو قرآن نخونی، اما نشد، اما نشد خواستم نشه لب تو خونی، اما نشد، اما نشد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد