نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پاشو خواهرت از سفر رسیده شكسته از بس كه خمیده دیگه همه موهام سپیده داداش پاشو خفته برادرم برادر // سایه رو سرم برادر غریب مادرم برادر پاشو یه اربعین پس از تو من زنده ام عزیزم تا خاك غربتت رو سرِ خودم بریزم قصه عشق ما رو تا كوفیا شنیدن سر منو شكستن سر تو رو بریدن داداش آروم جونت نیمه جونه از بس كه خورده تازیونه تنم مثل رنگین كمونه... داداش داداش غمت رو تاب نمی آوردن گلات یكی یكی میمردن تو هر قدم سیلی میخوردن...داداش از دشمنا توی شام داداش نفس گرفتم هر جوری بود سرت رو از نیزه پس گرفتم شرمنده ام كه چیزی نمونده از سر تو از نیزه صد بار افتاد سر مطهر تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد