نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خواهرت رسیده با قد خمیده سر به قبرت میزارم عشق سربریده همسفر بودی با دل همراه من و قاتل بر نی منزل به منزل آسمون چشمام ، عین ابر دوده کاش میشد ببینی دست و پام کبوده دنیا مثل زندونه رو تنم خط عشق از ضربه تازیونه ای عزیز دل من ای عزیز دل من بعد رفتن تو اشک چشما شد خون جامه ها دریده شد و گیسوهت پریشون آتیش گرفت خیمه ها رو صورتای دخترا رو چادرا رو معجرا رو گوش ها از ضرب سیلی پاره بود گوشه ای دعوا سر گهواره بود شد یه شب خرابه با سرت چراغون روی دامن سه ساله شد سر تو مهمون دیدم لباتو تکون داد زخم پاهاشو نشون داد با گریه دق کرد و جون داد پس از تو غم همه جا گرد خواهرت می گشت پس تو چشم کبودم پی سرت می گشت چه خوب شد پی ما حرمله نیامده است وگرنه باز به دنبال اصغرت می گشت چه خوب شد نیامد وگرنه نیزه او به سینه ی تو پی طفل پرپرت می گشت ای برادر عباس چشمای تو روشن روم نمیشه بگم رفت معجر از سر من دست و پاهامونو بستن مردم تو کوچه نشستن پیشونیمونو شکستن ***
هنوز نظری ثبت نشده