نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشّاقِ تو نازم که دو زمزم دارد هر کجا مُلک خدا هست حسینیهی توست هر که را مینگرم شور مُحرّم دارد نه مُحرّم نه صَفر بلکه همه دورهی سال کعبه با یاد غمت جامهی ماتم دارد روضهخوانِ تو خدا، گریهکنِ تو آدم اشک ارثیست که ذریّهی آدم دارد اشک در ماتم تو بس که عزیز است حسین جای در چشم رسولان مکرّم دارد **** قافله میرود مهمانی سهساله میشود قربانی تا رسید به کربلا رو به آسمون گرفت از صدای گریههاش قلب کارون گرفت گریه کرد و گریه کرد، گریه کرد و گریه کرد زینبو که دید بازم واسه گریه جون گرفت نگار آوردم اهل و عیالمو سر قرار آوردم زینبمو کربلا باوقار آوردم دور و برش یه عالَمه سوار آوردم ثواب آوردم شیشماههمو رو دستای رباب آوردم بچّههامو دونه دونه سیراب آوردم سکینهمو بدون اضطراب آوردم حسین غریبِ مادر... قتلگاهمو ببین، اشک و آهمو ببین شوق سر جدا شدن تو نگاهمو ببین تو دل شب اومدم، باز با زینب اومدم بچّههای بیکس و بیپناهمو ببین پناه ندارن من که برم دخترا تکیهگاه ندارن اسیر میشن با اینکه هیچ گناه ندارن طاقتِ رفتن جلوی نگاه ندارن قرار ندارن بی من و عبّاس دورشون حصار ندارن طاقت رفتن پیش نیزهدار ندارن دخترا پای دویدن رو خار ندارن حسین غریبِ مادر... **** مَحرمِ زینب ببین نامحرمان گِرد منند من به صورت میزنم اینها همه کف میزنند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد