نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیده به تیغ دوختم، تا مگر از دعای تو تو نگه افکنی و من، سر فکنم به پای تو مرگ بود سعادتم، که لحظهی شهادتم سایه فکنده بر سرم، قامت دلربای تو گه بدنم به عشق تو، کوچه به کوچه میرود گاه سر بریدهام، گریه کند برای تو روی کبود دخترم، هدیه به نازدانهات جان دو ماه پارهام، هردو شود فدای تو ای نفست روان من، کوفه میا به جان من ورنه به نوک نی رود، رأسِ زتن جدای تو چنگ زنند گرگها، بر تن پاره پارهات شسته زخون سر شود، روی خدا، نمای تو ای که همه وجود من، درغم توست نی نوا بوده به گوشم از ازل، قصهی کربلای تو کاش به دشت کربلا، بودم و کشته میشدم با شهدای نی نوا، در صف نی نوای تو حسین حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد