نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هَلَ بِزُوّارِ الحُسِین... جادّه منتهی به نورِ مَرقَدِ لیلی مبدأ دیارِ مجنون و، مقصدِ لیلی اِلٰهی هَب لی، کمالَ الاِنقِطاعِ اِلَیکَ با مَدَدِ لیلی، زائِر زَوّار و، فوجِ زَوّار در شورِ مُمتَدِ لیلی آکنده شده مسیر از شیفتگان بیحَدِ لیلی لٰا اُقسِمُ بِهٰذَا البَلَد، بَلَدِ محبوب لیلای منی، حسین آقای منی، حسین مهتابِ منی، حسین اربابِ منی، حسین محبوبِ منی، حسین لٰا اُقسِم بِهٰذَا البَلَد، بَلَدِ محبوب موکبِ جِبرائیل، گم شده در مَواکبِ بیعدد محبوب هَلَ بِزُوّارِ الحُسِین... شاه و گدا، پیادهها، یقه چِرکینهها دارا و ندار، همه محتاجند بَر لطفِ بیحَدَدِ محبوب یا حسین همه دَربَند، حسین همه آزاد، حسین وثیقهی آزادی از دو عالم، حسین سَنَدِ محبوب، حسین موکب جبرائیل، حسین خادمی میکائیل، حسین سورِ اسرافیل، حسین میدَمَد از گلوی خُدّامِ حسین هَلَ بِزُوّارِ الحُسِین... (به نامِ حَرَم، به نامِ وصال من اربعینیام به احترامِ وصال)۲ من از چای ابوعلیِ سالِ گذشته هنوز سرمستم، هنوز میبینم شور و دلدادگی و سفرِ خانوادگی شبنمِ راه، نشسته بر جَبین کودکِ همراه با مادر نگاهِ افتخار آمیزِ، پدران و مادرانی که عصای دستشان شده است فرزندان رشیدی که، قد کشیده، سر سفرهی حسین وکمالِ بندگی این است نورِ زندگی، سفرِ خانوادگی دوست، خانواده، همسایه کلِ مسیر مثلِ یک قرآن یا حسین کل مسیر مثلِ قرآن و هر عمود مثلِ یک جُزء و هر موکب مثلِ یک سوره هر پیاده مثلِ یک آیه در طریقِ مَشایه هر خانه مُضیفُ الله موکب مُضیفُ الله سمتِ کربلا هر راه، مُضیفُ الله استراحتگاه، مُضیفُ الله بینِ این فوجِ سپاهِ ترس پُر در نگاه شهدا، حضرتِ حُجَت، میشوی دعوت به مِیِ وحدت بر لبِ جامِ حسین هَلَ بِزُوارِ الحُسِین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد