نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل آشفته اگر حسین میگه درد داره که اینقدر حسین میگه پَر پروانه میخواد بسوزه که پای شمع تا به سحر حسین میگه گرچه نخ نماس ولی خیلی ساله پرچمه سرِ گذر حسین میگه روز محشر چند قدم جلوترِ نوکری که بیشتر حسین میگه کار استجابت دعاش یقینیه هرکسی با چشمِ تر حسین میگه این چه رسمیه پدر که میمیره جلو تابوتش پسر حسین میگه این چه عشقیه پسر که جون میده پشت تابوتش پدر حسین میگه ما تویِ سینهزنی حسین میگیم مادرش هم دَم در حسین میگه ماها دست به سینه اسمشو میگیم مادرش دست به کمر حسین میگه خواهرش نفس نفس نفسزنان داره روبرویِ سر حسین میگه ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد