نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستی نداری تا بگیرم از زمین پاشی میشه دوباره باز علمدار حرم باشی این بچهها دیگه نمیخوان آب، تو رو میخوان میشه براشون باز سقاشی وقتی خجالت میکشی شرمندهتر میشن سقا بدون دست هم سقاست باور کن تو چشم عباسم نبینم اشک غم باشه بیتو حسین تنهاست باور کن دریا تو دستاته برادر ممنون دستاتم علمدار چشمات پر از خون شد عزیزم دلتنگ چشماتم علمدار ما را به سخت جانی خود این گمان نبود ما روضهی حسین شنیدیم و زندهایم *** دستم رو میگیرم به پهلو راه میرم من اونچه نباید عاقبت دیدی سرم اومد تا که نشستم پیش تو انگار حس کردم یک لحظه بوی مادرم اومد علقمه بوی گل یاس میاد صدای مادر عباس میاد دیدی بهت گفتم کبوده صورت مادر دیدی بهت گفتم که خیلی سخت راه میره دیدی چقدر سخته ببینی مادرت هر بار دستش رو به پهلوش میگیره دریا تو دستاته برادر ممنون دستاتم علمدار چشمات پر از خون شد عزیزم دلتنگ چشماتم علمدار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد