نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین، وای ... داداشم دست رویِ دلم میذاری چرا اینقدر غریب و بیقراری (كی میگه یار و یاوری نداری)۲ حسین، وای ... *** (وای، خونِ علیه كه میجوشه تو رگاشون هیبتِ زینبی معلومه از صداشون ذكرِ امیری حسینه رویِ لباشون یا مظلوم)۲ حسین، وای ... ***** این گُلام قابلِ تورو ندارن سرشونو به پایِ تو میذارن پیشِ تو اشكِ التماسی دارن حسین، وای ... ***** یه نگاه كن به چشمایِ تَرِشون به تمنایِ اشكِ مادرشون به غریبی و حالِ مضطرشون نگرانی تویِ نگاته چرا به فدایِ یه تارِ موت به خدا اگه پیشِ تو جون بِدَن یا اَخا (وای، سر به پاهات میذارم با قَدِ خمیده هرچی باشه دیگه نوبتِ من رسیده تا كه بهم بگن این مادرِ شهیده یا مظلوم)۲ حسین، وای ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد