نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بی آبرو اومدم با هزار تا امید و آرزو اومدم با یه بغض شکسته تو گلو اومدم ای آبرو دار این همه من با تو درد و دل کردم یه بار صداتو نشنیدم دورت بگردم قرض کردم از مردم کرب و بلا رفتم یه بار یه سر بزن به من دوای دردم دوای دردم این دفعه که بیام حرم بر نمیگردم خودت یه کاری کن واسم آقای مهربون من دورت بگردم از حرف این آدما میدونی که چقدر خون دلا خوردم و تو یه لحظه نبودی من که میمردم و دردت به جونم خیلی گنه کارم آره گرفتارم ولی یه لحظه فکر نکن دوست ندارم رفتن همه حالا آغوش تو وا کن نذار که آدما بگن بی کس و کارم ای عهده دار مردم بی دست و پا حسیـــن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد