
باز میخندم و تو چشام اشک زلاله دست خالی که نمیمونم عمرا محاله اومده مَلیکهی قم پس دیگه سلطان کربلای منو میده تو قم حواله برکت ایرانه و خواهر سلطانه و جانه و جانانه و خاک قدمهاشم سایهی آرامش و دلم شده رامش و عشقه که میلادشو تو حرمش باشم روح دریا حضرت معصومه خود زهرا حضرت معصومه تا خود صبح شده ذکرم امشب مددی یا حضرت معصومه... باز یه فاطمه اومده از نسل کوثر این دفه زده به سرم واسش بدم سر قندافش بغل رضاس داره میخنده و اِن یَکاد داره میخونه موسی بن جعفر منشأ خیراته و باب کراماته و عمهی ساداته و نورٌ علی نوره همین برا جنبشه که عالَمی بندشه از نمک خندشه که آب قم شوره سر و سَرور حضرت معصومه شور محشر حضرت معصومه هوای نوکرای سلطانو داره بیشتر حضرت معصومه مددی یا حضرت معصومه... زائر حرم قمم امشب رو اما کاش بودم حرم دمشق یک لحظه حتی روز دختره و باید تبریک بگیم به بهترین، باباییترین دختر دنیا رقیه مهتابمه، دختر اربابمه ذکر تب و تابمه، به بی بی مدیونم عیبی نداره اگه هرکی نمیخواد نگه ولی میگم من سگ رقیه خاتونم دَم طوفان عمه جان رقیه جان و جانان عمه جان رقیه به زبون آذریها میگم سَنَ قوربان حضرت رقیه مددی یا حضرت رقیه...