
باز دوباره سر زده به قلب همه نور سپیده عطر عشق از خونهی حضرت فاطمه رسیده جبرییل هم واسه چشم روشنی از تو آسمون ستاره چیده آخه باز تولد جان جهانه اون آقایی که کریم و مهربانه کوچهها پر شده از یاس و اقاقی فصل رحمت بهاره بیکرانه دل من رو چی جوری برده آقام که شدم دیوونه خدا میدونه که نام حسن شد به دلم نشونه مثل بارونه که از چشماش جود و کرم میباره امیر منه و عشق منه بهار بیخزونه (جانم حسن، جانانم حسن)۳ دل داره مستی میکنه که شب، شبِ عشق و وصاله شاه احسان به دلم لطف و کرم داده حواله باز میخونم خدا میدونه من و این همه خوشبختی محاله دل و دلبر اومده دل بیقراره سر و سرور اومده چه باوقاره گل بینمونهی باغ بهشتی اگه دنیا شبیهاش داره بیاره دل و دل و دلبرمه، کشته منو نگاهش سر و سر و سرورمه، سر میذارم به راهش مه و مه و مهتابم نور شبای تاره مِی و مِی و ساغرم قربون روی ماهش (جانم حسن، جانانم حسن)۳