نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابایی، بابایی ، کجایی ببینی که دیگه نمیبینه چشمام گرفته ورم، پُر شد از آبله دست و پاهام، واویلا بابایی، بابایی، بههم خورده وضعم، پریشونم و سوخته موهام منو مسخره کردنم بس که کهنهست لباسام، بابایی منو میزدن بیبهونه، بابایی روی صورتم ردّ خونه، بابایی تو این مدّتی که نبودی، میخوردم به جای غذا تازیونه، بابایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد