با دیده‌ی تر، دیدم برادر

با دیده‌ی تر، دیدم برادر

[ حاج حسن جمالی ]
با دیده‌ی تر، دیدم برادر
افتادی با سر، از روی مرکب

گُرگا رسیدن، زخماتو دیدن
موتو کشیدن، به پیش زینب

عِدّه‌ای سر تو ریختن و
دورت بگو بخند می‌کردن

با سر نیزه از رو زمین
پیکرتو بلند می‌کردن

ای دادِ بی‌داد، ای دادِ بی‌داد... 

من خودم دیدم از روی تَل
 روی خاکا چه می‌کشیدن

تو نفس می‌زدی هنوزم
که اسبا رو تنت دویدن

وقتی رسیدم، ناله کشیدم
رو سینه دیدم، قاتل نشسته

زخمیه اَبروت، خاکیه گیسوت
دیدم که پهلوت، با پا شکسته

سر بُریدنتو دیدم و
یک دفعه پیر شدم برادر

قلبمو کنده از جا حسین
صدای جیغ و داد مادر

ای‌وای بُنَیّّ، ای‌وای بُنَیَّ... 

کاش میشد که یکی بیرون کنه
از بین گودال مادرت رو

خودشو زد و گفت: بی‌حیا! 
نکش رو گردن خنجرت رو

ای‌وای بُنَیّّ، ای‌وای بُنَیَّ... 
****
پا شدم، دویدم، زدنم، افتادم... 
****
به سمت گودال از، خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من
سر تو رو بردن، دیر رسیدم من

یه گوشه از گودال، مادرو دیدم من
که رفته بود از حال، دیر رسیدم من

منو صدا کردی، خودم شنیدم من
صدای رگ‌هات بود، دیر رسیدم من

حسین، حسین... 
****

پربازدید‌ترین‌های زمزمه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج حسن جمالی

نظرات