
ای قبلهی عوالمِ بالا حسین جان ای شعله شعله آتشِ دلها حسین جان حا و سین و یا و نون خدا یا حسین جان یک واژه هست لذّتِ دنیا، «حسین جان» هر چه به دل به سینه، به سر داشتی، علیست ذکری که در تمامِ سحر داشتی، علیست نامی که در گشودنِ در داشتی علیست جانت علیست، هر چه پسر داشتی علیست ای سر به پات رفته به مولا حسین جان چشم تو گشت و از همه ما را خطاب کرد لطفش بلند باد که کارِ صواب کرد هر کس که بندگیِ تو را انتخاب کرد او را نگاه مادرت عالیجناب کرد گفتیم بعدِ حضرت زهرا، حسین جان مست است آنکه بر درِ مِیخانه ایستاد مرد است آنکه تا تَهِ پیمانه ایستاد سر نیست آن سَری که روی شانه ایستاد بر پای عشق جز تو که مردانه ایستاد؟ آن کیست غیرِ زینب کبری، حسین جان؟ تو میرسی و با تو خبرها یکی یکی لبخند میزنی به پسرها یکی یکی افتادهاند پیش تو سرها یکی یکی با ماهِ هاشمیت قمرها یکی یکی عبّاس، نوکرم شبِ فردا حسین جان ما پیر میشویم شبیه حبیب تو شبهای جمعهایم پُر از بوی سیب تو امشب سلامِ ما به لبِ بینصیب تو ما را که کشته است صدای غریب تو جان خواستی، به چشم، بفرما حسین جان ***** فصلِ نوشِ شراب انگور است سایهی غم ز قلبها دور است کوریِ چشم دشمنانِ علی بزم شادی شیعیان جور است نه فقط فاطمه، علی و رسول آسمان، عرش و قبله مسرور است چقدَر نور دارد این خانه خانهی حیدر است یا طور است؟ همهی کائنات ساجدشان پاسبانِ حریمشان حور است چشم بد دور باد از این خانه نگهِ منکرِ علی شور است شب قدر است سوّم شعبان پس رسیدن به عرش مقدور است شب میلادِ حضرت ارباب کولهبارِ گناه مغفور است روی دستِ علیست حضرت عشق همه گفتند نور عَلیٰ نور است ما و درکِ مقام او، هیهات! سِرّ پروردگار مستور است خستهدلها کجا؟!، برگردید او برای نجات مأمور است نه فقط ساکنانِ روی زمین فُطرس و هر کسی که رنجور است چشمشان خیره سمتِ گهوارهست رحمتِ او چقدر مشهور است پُر شده کاسهی من از برکات حضرت عشق آمده، صلوات ... شب میلاد حضرت عشق است روزیِ ما به برکت عشق است رَهِ صدساله را رَویم امشب این عجب نه که عادت عشق است خاکِ کوی تو را به زَر ندهیم تا که در سینه غیرتِ عشق است یک زیارت براتِ صد حج است این تقارن به قدرت عشق است کس و کارم همه حسینیاند این هم انگار نعمت عشق است از ازَل شیعه مستِ ارباب است در گِل ما عنایت عشق است تا تو را دید، فاطمه فرمود این پسر اوجِ عزّت عشق است این که ایران نمادِ شیعه شده همهاش پای دولت عشق است ما ز دوریِ کربلا مُردیم دوری از دوست محنت عشق است دل ما بیقرارِ ارباب است روز محشر کنار ارباب است ... دل ما تا همیشه حیرانت قلب جبریل هم پریشانت ما بدونِ حسین میمیریم رشتهی عمر ما به دستانت مِهر تو مایهی هدایت ما شیعه انگار شد مسلمانت آرزوی بهشت را نکند هر کسی دیده است ایوانت ما سرِ سفرهات بزرگ شدیم لب ما خو گرفته با نانت گریه بر تو مرا نجات دهد به فدای شکوهِ بارانت دل ما غرقِ خشکسالی شد دستِ خالیِ ما و احسانت کمرم را غمِ تو خَم کرده روزی صدبار من به قربانت حکمتش چیست بوسههای رسول؟ بوسه بر حنجرت و دندانت کربلا، نیزهها به جای رسول همه کردند بوسهبارانت خواهرت سر به مَحمِلش میزد تا که بشنید صوتِ قرآنت تا توان هست، روضه میخوانیم تا قیامت به پات میمانیم