
ا ی صاحبِ علم کجایی؟ آب آورِ حرم کجایی؟ عصای پیریام کجایی؟ خیلی دلم هواتو کرده هوای اون چشاتو کرده میگن که دستاتو بریدن معجر زینبو کشیدن اشکای زهرا رو ندیدن به گریه چشمام ناگزیره الهی مادرت بمیره کی قد و بالاتو نظر زد؟ نیزه به سینت بی خبر زد؟ به چشم تو، تیرِ سه پر زد؟ بقیع با نالههام شریکه قبرت میگن خیلی کوچیکه بعد تو محشری به پا شد کربلا تازه کربلا شد حرمله پاش به خیمه وا شد مثل علی یه کوه دردی میگن رو نیزه گریه کردی بعد تو دل چارشو گم کرد رقیه گوشوارشو گم کرد مادری گهوارشو گم کرد مثل خودت خونه خرابم شرمندهی روی ربابم -- عباسِ من، بگو با مادرت، کی دست حیدریتو بریده کی چشماتو با سه شعبه زده؟ قد من از غم تو خمیده وای از حرمله، چشماتو درید از اون فاصله وای از مشکِ آب، هیستم من خجل از روی رباب موج غم به پا، رأسِ اصغرش روی نیزهها افتادی از روی اسب ماهِ من، گفتن که صاحبِ علم افتاد فرقت شکست ای پناه حسین، آشوبِ غم تو حرم افتاد مشکت پاره شد، زینب دیگه بی تو آواره شد بی یاور شدم، زنها بعد تو بی معجر شدن