تصویر میثم مطیعی - یادته اون لحظه‌ی آخر بابات

یادته اون لحظه‌ی آخر بابات

[ میثم مطیعی ]
یادته اون لحظۀ‌ی آخر بابات 
گفت به جز / بچه‌های فاطمه
باقی برن، اما تو عباس بمون 
یادته؟ / من خوبِ خوب یادمه
مزد کنیزی‌هام بود / فاطمه شد مادرت
چه افتخاری کردم / شاید نشه باورت
فخرم این بود/ می‌گفتن/ 
بچّه‌های علی بت برادر
مادر هستم/برای
اونکه زهرا براش بوده مادر

وقتی گرفت دستتو اون روز بابات
 یادته؟/ گریه‌ش گرفت آسمون
گفت که حسینم رو سپردم به تو
 بعد از این/ جون تو و جون اون
حالا بگو کو حسین؟/ زینب برا چی تنهاست؟
به دختر پیمبر/ بگم عزیزش کجاست؟
کاش نپرسه/پیمبر/ 
پس کجاست روشنی دو دیده‌م؟
کاشکی حیدر/ نخواد که
بِش بگم تو مدینه چی دیدم؟

شاعر: محمد رضا وحید زاده

منبع:سایت حاج میثم مطیعی

پربازدید‌ترین‌های زمزمه میثم مطیعی حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار کاربر
کاربر ناشناس کاربر

خیلی حس و حالمو عوض کرد؛خدا خیرتون بده.

۲۵ اسفند ۱۴۰۱