نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای سر من فدای سر تو ای تن من فدای تن تو یه جور بریدن سرتو دیگه نمیشه حلقه کنم دستمو دور گردن تو آی بابا فدا رگای حنجرت آی بابا چیزی نمونده از سرت آی بابا دیگه بریده دخترت منی که همیشه دعام بود بابایی یه لحظه به ابروی تو چین نیفته به روزی رسیدم که گفتم الهی سرت از روی نیزه پایین نیفته بابایی بابایی صحبت من بریده بریده رفتن من خمیده خمیده یه جور زدن دختر تو دیگه نمیره از صورت مثل گُلم جای کشیده آی بابا زخمی تر از حنجرتم آی بابا درست مثه مادرتم آی بابا شرمنده خواهرتم روزی صد دفعه من بهونه گرفتم روزی صد دفعه خواهرت مُرده بابا الهی بمیرم که دیگه نبینم که جای من عمه کتک خورده بابا بابایی بابایی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد