نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آسمون غباره یا تاره، چشمام نمیبینه اینجا نخله یا که نیزاره، چشمام نمیبینه هر جایی رو میبینم سرابه هر جایی رو میبینم کویره پاشو بریم از اینجا دلم داره میگیره تا نرفته غارت انگشترت بیا بریم تا نیفته رو خاکا پیکرت بیا بریم جان خواهرت بیا بریم جون داره میاد روی لبهام، اینجا چه خبره ناخودآگاه میریزه اشکام، اینجا چه خبره اینجا چقدر شمشیر و نیزس اینجا چقدر تیر و کمونه ببین رباب گلوی علی رو میپوشونه تا نرفته روی نی اصغرت بیا بریم تا ندیده داغش رو مادرت بیا بریم جان خواهرت بیا بریم بوی غم میاد از این صحرا آشوبه دل من میندازن جدایی بین ما آشوبه دل من حق دارم از این غصه بمیرم دیگه دل من طاقت نداره الهی روی سینهات چکمهای پا نذاره تا نره تنور خولی سرت بیا بریم تا سرت نیاد واسه دخترت بیا بریم جان خواهرت بیا بریم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد