نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای بنازم به حسن امیر و سلطانم شرحِ قرآنم، ماهِ تابانم من به دربارِ حسن مورِ سلیمانم و حسینی شدهی دستِ حسن جانم گرچه معروف شده صلح به عنوان حسن لاجرم هست جمَل صحنهی طوفان حسن از ازل هرچه خلیفهست به قربان علی تا ابد هرچه کریم است به قربان حسن مردِ جنگاورِ پیکار، شیرِ جگر دار تا علی میگه حسن جان تیغتو بردار دیگه پشتِ سرِ سردار سرا رو بشمار اینه شاگرد کلاسِ حیدر کرّار یا حسن یا حسن... نوهی شاه نجف رقیه خاتونه ماهِ گردونه، ذکر بارونه اسمیه که قلب عباسو میلرزونه این رقیهست که فقط عشقِ عمو جونه چقدر خادمِ دربارِ رقیه دارد این چه شوریست که بازار رقیه دارد آسمان تکیه به دستان عمو عباسو عالَمی تکیه به دیوار رقیه دارد مستم از یادِ رقیه، باده رقیه که مدال نوکریمو داده رقیه شاهیِ نوکریه اشک داده رقیه اهل ویرانه امّا آباده رقیه یا رقیه یا رقیه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد