نظرات
1 نظر ثبت شده

علیرضا بستانیان کاربر
این خیلی توش غمه😓😓😓
۲۵ آذر ۱۴۰۲

اگه بره سرم رو نیزهها فدا سر تموم بچهها پاشو برو عزیز برادرم، کسی نره به سمت خیمهها از غصه آب شدم، خونه خراب شدم شرمندهی زینب و روی رباب شدم شرمندهی تو و روی رباب شدم مادر اومده بالا سرم غرقخون شده پا تا سرم محشری شده برا سرم ای برادرم اگه بره سرم رو نیزهها فدا سر تموم بچهها پاشو برو عزیز برادرم، کسی نره به سمت خیمهها غوغای حملهی ، دشمن به گوش میاد جدا شده دستمو خونم به جوش میاد دوره میکنن من و تو رو جان مادرت پاشو برو جای من بگیر جلوی این سیل لشکرو برو داداش قد کمون من ، دیگه تو میمونی بدون من داره میباره بارون از چشات، روی چشای غرق خونم اگه بره سرم رو نیزهها، فدا سر تموم بچهها پاشو برو عزیز برادرم، کسی نره به سمت خیمهها تنها هستی و من بیتاب و مضطرم چه جوری تنها بری از میدون تا حرم داغ غربتت رو جیگرم تنها میمونی اگه برم پیش من نمون برو ،حرم ای برادرم دیگه چیزی نمونده یا اخا که عالمی و بیقرار کنی دیگه کسی نمونده پیش تو یه نفری میخوای چیکار کنی اگه بره سرم رو نیزهها، فدا سر تموم بچهها پاشو برو عزیز برادرم، کسی نره به سمت خیمهها
1 نظر ثبت شده

این خیلی توش غمه😓😓😓