نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الهی بمیرم برای تو نازنینِ من! دلبر بابا! پاشو یه نگاه کن که برای مهمونی اومده سرِ بابا(۲) موهام چه پریشونِ امشب، توی ویرونه اشکهام مثل بارونِ، دستام، چه نیمِ جونِ پاهام چه ناتوونِ امشب، توی ویرونه الهی به رقیه!... یه نگاه کن ببین از دوری بابا جون بیقرارم روی دیوار بیرونِ سرم رو تا سحرِ غریبی میذارم اینو میدونم اینجا، امشب توی خرابه کارم دیگه تمومِ توی سینهی خسته این دل، دیگه بیتابِ تنگِ روی عمومِ الهی به رقیه!... کجایی عمو جون! تا که بگیری منو دوباره توی آغوش(۲) کجایی ببینی روی خاکِ خرابه عزیز تو! شده بیهوش چشمام از عمو جونم روی خاک خرابه امشب فاصله داره بس که توی بیابون روی خارها دویدم پاهام آبله داره الهی به رقیه!...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد