ای سر بریده که از من بریدی
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن9
بازدید3.8K
ای سر بریده که از من بریدی لب وا کن امشب بگو چی کشیدی من روی نیزه سرت رو میدیدم تو دخترت رو تو بازار ندیدی ای فدای سرِ تو سرِ من کاش میبرّید یکی حنجرِ من رو نیزه قرآن میخونی، بابایی تو دِیرِ راهب میمونی، بابایی امشب نمیخوای کنارم بشینی من رو، رو زانوت بشونی، بابایی آه، لبِ تو ترک خورده بابا آه، دخترِ تو کتک خورده بابا ما رو تو بازار که بردن نبودی کُلِّ تنِ من پُره از کبودی هیچی برام سختتر از این نبود که گفتش به من خارجی یک یهودی داغِ دلم از یه بزمِ شرابه حالا خیالش برامن عذابه بابا ببین چی سرِ ما آوردن آستینِ پاره برا من حجابه آه، بعیده که زنده بمونم آه، کارِ زجره لکنت زبونم ***