
اشک سینهزنها از غم تو میجوشه کعبه هم مثل ما لباس سیاه میپوشه باز مُحَرم اومد حَی عَلی شش گوشه قسمت شد باز هم باشم بین سینهزنها اسفندم روی آتیش عین سینهزنها ما با تموم نوکرات یه خونوادهایم جدا نمیشیم از تو چون که روضه زادهایم سالار زینب، جانم، حسین جانم .... مادرت این شبها تو حرمت مهمونه حضرت جبرائیل روضه براش میخونه خوش به حال اون که چشماش برات بارونه تو قلبم خونه داری ای مهمون ارباب میدونی بی تو هیچم، واسم بمون ارباب بیا ببین که روضهمون چه کربلاییه محرم اومد و دلم بازم هواییه سالار زینب، جانم، حسین جانم ....