از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد آن تشت را ز خون جگر باغ لاله کرد باغ لاله کرد ... خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت دل را تهی ز خون دل چند ساله کرد ای ماهی دریا برایت گریه کرده پیغمبر و زهرا برایت گریه کرده ای قصهی مظلومیت در انجمنها مثل علی در جامعه تنهای تنها تنهای تنها ...