نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اخذتنی بجرمی، اخذتک بعفوک اخذتنی بذنبی، اخذتک بلطفک ماه رجب، صدام کردی انتظار منو کشیدی شعبان، منو پای سفرهی مناجاتتم ندیدی فرصتهای طلایی، آشناییمو دادم از دست شاید مثه بقیه، تو هم دیگه از، گدات بریدی اشکام میدونه، که داره میریزه دونهدونه یه حسین و یه کربلا آخر، منِ بد رو به تو میرسونه ادرکنی مولا، ادرکنی مولا، ادرکنی مولا... وقتی تو اوج غمها، میمونه بنده تنها دست اونو میگیره، آقاش حسینِ زهرا من زندگیمو پای حسینی که، دوست داری گذاشتم امید به هیچ کسی جز نگاهِ لطف آقام نداشتم تو این دلی که غرق سیاهی و غرق در گناهه عشق محبت این آقا رو از بچگیا داشتم اینو میدونم، که یه عمره بهش مدیونم که براش بیسر و سامونم، قدر نوکریشو میدونم ادرکنی مولا، ادرکنی مولا، ادرکنی مولا... این لحظههای آخر، این آخر پیاله قسم میدم تو رو به، اون دختر سهساله چشمام برا غم این سهساله دختر، همش میباره آخه یه دختر بیبابا و زخمی که نا نداره تو گوشهی بیابون جلو عموجون چقد زمین خورد یه مشت با پنج تا انگشت به صورتش خورد که چشما تاره کنج ویروونه، که برای بابا میخونه این قناری بیآب و دونه جون میده چقده غریبونه ادرکنی مولا، ادرکنی مولا، ادرکنی مولا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد