نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(آرزو دارم بمیرم در پی باران عشق)۲ جان دهم تا جان بگیرم هر نفس از جان عشق جز فدای عشق گشتن چارهای دیگر مجو نیست غیر از جانشینی نازنینتر از جان عشق از محالات است جانا جمع گردد پیش هم خندهی آسودگی و آتش سوزان عشق بعد هر پایان فراموشیست رسم روزگار هیچ پایانی نمیماند مگر پایان عشق چهره از خون پر کن و دست از تمام خود بشوی بیوضو نتوان کشیدن دست بر دامان عشق عشق ای زیباترین ای آرزوی آرزو ثبت کن نام مرا در دفتر و دیوان عشق درد بودم درد هستم درد خواهم بود تا (درد من درمان شود با درد بیدرمان عشق)۲ آفرین بر عشق چون که حضرت جان آفرید میرود قربان من تا میروم قربان عشق جان من جام مرا از زخم خود لبریز کن تا که در رقص آوری این کشته در میدان عشق شعله شعله بند بندم را بسوزان پای خویش زود مردن نیست کافی بر سر پیمان عشق (عشق یعنی کربلا یعنی حسین بن علی عشق یعنی پنج تن یعنی خداوندان عشق)۲ ای حسین بن علی شاه شهید کربلا جمله شاهان عبد عشقند و تویی سلطان عشق اباعبدالله یا حسین ثارالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد