
وا محمدا، مادرمون رو میزدن جدا جدا وا محمدا، نمیرسه دیگه صدایی به صدا وا محمدا، وا محمدا میخواد بلند شه از جا، هی میزنن دوباره اینا همه میدونن که بار شیشه داره وا محمدا، جوری زدن که گوشواره در اومدا وا محمدا، مادرمو رها کنید تو رو خدا وا محمدا چی به سرت آوردن، الهی برات بمیرم نشد بیام و دست مغیره رو بگیرم *من ایستاده بودم، دیدم که مادرم را قاتل گهی به کوچه، گاهی به خانه میزد* * * * * اما فیکم مسلم، جلوی چشمای گریون حسن اما فیکم مسلم، مادر زخمی رو شلاق نزن *مردم پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد ایستادم به روی پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد* اما فیکم مسلم، یه نفر نیست بهش آب بده اما فیکم مسلم، یه نفر آب به ارباب بده * * * * نفس نفس میزنم، نفس نفس میزنه بال و پر زخمیشو هی به قفس میزنه او میدوید و، من میدویدم او مینشست و، من مینشستم او روی سینه، من در مقابل * * * * غروب شد آفتاب نشست شمر ولی از تنت پا نشد غروب شد نمازش رو بست راه حلقت ولی وا نشد یک زن تنهام، چه جور شمرو ازت جدا کنم پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم *اگر کشتند چرا آبت ندادند چرا زان در نایابت ندادند اگر کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد پارهت نکردند*