چقدر پیر شدی تو جوون بودی ولی زمینگیر شدی داری میری از علی مگه سیر شدی بلندشو ببین برا بارِ آخری حسین و ببین نمیره یادش چهجوری خوردی زمین یه مشت روسیاه با لگد زدن به مادری بیپناه کشته شد یه طفل سید بیگناه خدا میخِ در خونوادهی علی رو کرد خونجگر پشت در حضرت زهرا شد بیسپر خدا میخِ در ندید فاطمه کاش فقط صداشو میشنید فاطمه دستشو رو خونِ در کشید فاطمه ندید فاطمه جلوتر نیاید دست نامحرمتا نیار هی بالا مادرم میترسه از چشات بیحیا جلوتر نیاید نمیری چرا راهمونو سد نکن بترس از خدا ما که کاری نداریم به کار شما نمیری چرا نزن بیحیا کاشکی دستت بشکنه زدی بیهوا چادرش خاکی شده توی کوچهها گوشوارش شکست میون هول و وَلا