(حسن یا حسن یا حسن ) هر کس که بر کریم پناهنده میشود دل مرده هم اگر برسد زنده میشود میرود و میرود که شرمنده نمیشود آیا ز او به حشر سرافکنده میشود وللهِ اعتقاد من این است تا ابد زین خانه ناامید گدایی نمیرود وقتی به گریه طینت من رنگ و بو گرفت این چهرهی سیاه کمی شست و شو گرفت کم کم تمام زندگیام بوی او گرفت این گونه بود بی سر و پا آبرو گرفت کز آن به بعد خانهی دلدار شد دلم تا آمدم به خویش گرفتار شد دلم امشب حسن حسن نکنم شب نمیشود بی یا حسن تجلی یارب نمیشود زلفی که باد خورده مرتب نمیشود هر کس به هر طریق مقرب نمیشود آتش زدههوای وصالت به جان من یا ایهاالکریم و یا ایها الحسن (حسن یا حسن یا حسن)۳ ما را خدا کنار کریمان بزرگکرد ریزه خور دیار کریمان بزرگ کرد