خوانش بین تمام این قوم در کرامت خبرش بیشتر است پسر ارشد خانه پیداست از بقیه جگرش بیشتر است دین به شمشیر فقط زنده نشد صلح گاهی اثرش بیشتر است بار خرمای شما سنگین است مثل طوبی ثمرش بیشتر است حسن یا حسن یا حسن... چار فصل از پذیراییتان باغ نوبر بوَرَش بیشتر است رطب سفرهی مولا آمد پسر ارشد زهرا آمد از لبش شور ازل ریخته است نور حق عزّوجل ریخته است روی چشمش دو قصیده دارد و سر شانه غزل ریخته است زیر پایش که پُر از محراب است چقَدَر تاجمحل ریخته است الحمدلله الّذی خَلَق الحَسن جانم حسن ای جان جانانم حسن