نمونده برادر دیگه راه چاره

نمونده برادر دیگه راه چاره

[ حاج محمدرضا بذری ]
نمونده برادر دیگه راه چاره
دلت کوه درده دلم بیقراره

دلم خیلی میخواد که روتو ببوسم
بزار جای مادر گلوتو ببوسم

چرا مثل ابره بهاری میباری
رو احساس زینب داری پا میزاری

نگو دیگه فردا هوامو نداری
صدات میزنم حیف صدامو نداری

دو سه ساعت پیش یه کابوسی دیدم
دیدم که سرت رفت منم دیر رسیدم

دیدم توی خوابم لباساتو کندن
یه عده حرومی به اشکم میخندن

نشستن کمینت بشن دست و پا گیر
یه عده با دشنه یه عده با شمشیر

یه عده با تیرو یه عده با نیزه
نگو مال فرداس که قلبم میلرزه

دیدم توی خوابم که روزم سیاهه
داداش غریبم توی قتلگاهه

دیدم توی گودال به صورت فتادی
دیدم به یه نیزه داداش تکیه دادی

میدونم که قاتل با خنجر رسیده 
میبینم که خنجر به حنجر رسیده

چقدر میزنه موج غضب تو نگاهش
میشینه توی سینت با چکمه سیاهش

میشی غرق در خون بمیرم داداشم
تو میپاشی از هم من از غم میپاشم

میدونم محاله برات سر بزارم
برا خواهر تو برادر بزارم

تو فکر خیامم تو فکر غنیمت 
ولی کاش اقلا یه معجر بزارن

تو میری میمونه غم کوفه واسم
من این کوفیا رو زیاد میشناسم

میشه سهم زینب یه عالم جسارت
میپوشم پس از تو لباس اسارت

***

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حاج محمدرضا بذری شب و روز عاشورا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های شب و روز عاشورا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نظرات