
من از سابق، برای نوکریت شدم لایق که با قال امام صادق، شدم عاشق از غیر تو، همیشه بودم آقا فارغ شما هستی قرآن ناطق، هستی رازق هستی، از سلاله و زریهی احمد بوده، عاشق تو خود خالق سرمد حک شد، سر در دل من اسم قشنگ جعفر ابن محمد... تو پاکی و مطهر و نورانی و منور در هر شعق مُصَور، ای آقا جان مثل گلی معطر و از انبیایی برتر از درک ما فراتر مولانا یاصادق... به زیر لب، میخونم واسه تو من هر شب فدای تو رئیس مذهب، شیخ مکتب از روضهی، حسین بودی تو در تاب و تب میگرفتی تو روضه مرتب، یاد زینب بودی، شب و روز به یاد غصهی آقا گفتی از غمای دل حضرت زهرا گفتی بگیرید برای کشتهی بی سر روضه با شور و غوغا نامت رفیق لطف و مرامت وسیعه مرغ دلم تو بقیعه، ای آقا هستی شفیع روز جزا، جمیع مردم عشاق شیعه ای آقا مولانا یا صادق... (ای بینظیر، منم بیار توی این مسیر تا باشم مثل ابو بصیر، اهل تأثیر)۲ علم تو بود، برنده تر از تیغ شمشیر که میگفتی با اوج تدبیر، درس تفسیر گفتی، تو به جابر حیان و زراره حُبه علی توی دلها عشق و قراره اونکه، دشمنِ علی و فاطمه باشه اهل هیزمِ ناره ... خوندی شما روایت، از مذهب و ولایت گفتی به ما حکایت، ای اربابم دارم به تو ارادت، از موقع ولادت ای مظهر عبادت ای اربابم مولانا یا صادق...