
شَه یوسف نشانها، گوهر دُرّ فشانها پسر دلستانها، آمد بهارِ جانها ای شاخه تر برقصا، آمد بهار جانها برخیز نگار آمده، خورشیدتبار آمده شاه تکسوار آمده، ای جان، ای جان یار آمده یار آمده، عشق هر دیار آمده تیغ شهریار آمده، ای جان، ای جان جان به فرزند علی، دلبر و دلبند علی جان به جانانِ علی، به ماه شعبانِ علی جان به صَمصام علی، مؤذّنِ نامِ علی جان اباصالح، جان اباصالح، جان اباصالح شده نُقل دهانها، شده ورد زبانها ضربان زمانها، آمد بهارِ جانها ای شاخه تر برقصا، آمد بهار جانها دو جهان آمده عشق بیکران آمده صاحبالزمان آمده، ای جان، ای جان نور نشأتِین آمده، جمع حَسنین آمده دلخواه حسین آمده، ای جان، ای جان جان به مجنونِ حسین، منتقم خون حسین جان به همسوی حسین، آینهی روی حسین جان به الماس حسین، تالیِ عباسِ حسین جان اباصالح، جان اباصالح، جان اباصالح
علی آزادهیچکدوم متن ندارن