نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شمعِ رُخِ حیدر را پروانه شدم آباد نخواهم شد ویرانه شدم من قبل نجف رفتن عاقل بودم ایوانِ طلا دیدم و دیوانه شدم حیدر حیدر... ساقی برسان باده به کف میخواهم یک تیر بزن سمت هدف میخواهم من مُشتَعِلِ عشق علیام چه کنم من مستم و انگور نجف میخواهم حیدر حیدر... یک شب به بیابان نجف خوابیدم از حاتف غیب این ندا بشنیدم ای زائرِ دل خستهی سلطان نجف صد سال گناهان تو را بخشیدم حیدر حیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد